Users

► کاربران ◄

یکشنبه 25 دی 1390 ساعت 10:14 ق.ظ

اس ام اس سری2

با عرض پوزش خدمت همه ی بازدیدکننده های عزیز.این وبلاگ هیچ جسارتی به هیچ فرد و یا قومی نداره و این پست صرفا جهت طنز داره.از همگی عذر میخوام.

♣ یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما

چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل


 

♣♣ از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، لره و هاردی، سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته کلر.

 

♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!

 

♣♣ لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در کونت!!!

 

♣♣ یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو

 

♣♣ یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

 

♣♣ لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

 

♣♣ بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!

 

♣♣ لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال

 

♣♣ یه روز یه له میمیره 62تا فرشته میان که یکی انکرومنکرو60تای دیگه برای تفهیمه سوال اول شب بودند

 

ادامه مطلب

♣ یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
 

♣♣ از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، لره و هاردی، سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته کلر.

 

♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!

 

♣♣ لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در کونت!!!

 

♣♣ یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو

 

♣♣ یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

 

♣♣ لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

 

♣♣ بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!

 

♣♣ لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال

 

♣♣ یه روز یه له میمیره 62تا فرشته میان که یکی انکرومنکرو60تای دیگه برای تفهیمه سوال اول شب بودند

 

 ♣ قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو

 

♣♣ لره هر روز زنگ یک کلیسا رو می زده و در می رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه، یک روز پشت در کمین می کنه، تا طرف زنگ می زنه، خرشو می گیره و می پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!

 

♣♣ سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!!

 

 ♣ لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!

 

♣♣ یک لر بعد از 10 دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه اره فقط آفتابه نداشت

 

♣♣ دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند

 

 

 ♣ لره گوزید و مرد سر قبر او نوشتن : بادی وزید و گلی پرپر شد

 

♣♣ شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن

 

♣♣ به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم

 

♣♣ تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره

 

♣♣ ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه

 

♣♣ لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم

 

♣♣ لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!

 

♣♣ لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده

 

♣♣ از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده ما به اینها میگم چهار محال بختیاری

 

♣♣ به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه تا دیروز برادرم جى ال ایکس داشت!!!

 

 ♣ بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن ، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه ، تا اینکه می رسه به لره ، لره می گه : یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بکنین تو کونش ، ملت کف می کنن ، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش بکنیم تو ، لره می گه : تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!

 

 ♣ لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از معلمش می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانی‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو

 

 ♣ از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!

 

♣♣ میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!

 

♣♣ لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح یک رکعت بدون وضو

 

 

♣♣ یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند

 

♣♣ از لره می پرسن خدا کجاست ؟ می گه نمی دونم ولی هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه

 

♣♣ یکی می پرسن میدونی شباهت خورشید با لر چیه ؟ میگه نه بهش میگن هر دوشون از پشت کوه در میان

 

♣♣ یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه

 

 ♣ به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خایه داشته باشه.

 

♣♣ لره میره توالت، بعد یک ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون!!. رفیقش میپرسه: چی شده؟!! لره میگه: گی بگیرن، مسواکش خیلی بزرگ بید!

 

 ♣ لره یه بچه بی تربیت داشت . وسط مجلس یهو میگفت:" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش که دیگه شاکی شده بود یه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتی بگو 1 دارم هر موقع جیش داشتی بگو 2 دارم" خلاصه ، تو یه مجلس بچه انش گرفت و یادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون که ان بید ، چند بید ؟ …!!!

 

 ♣ لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه روش.

 

♣♣ لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome

 

♣♣ یه روز یه له میمیره 62تا فرشته میان که یکی انکرومنکرو60تای دیگه برای تفهیمه سوال اول شب بودند

 

♣♣ لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو میبینه بعد میره به

مامانش میگه : مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد


 

♣♣ ترکه یه گونی پشگل می خره, تا درشو باز می کنه, یه لره از توش می پره بیرون.ترکه بهش می گه : تو دیگه کی هستی؟ لره می گه : من اشانتیونش هستم!


آقای سرخوش آزمایش ادرارش گم میشه میگه بله دیگه مملکت بخور بخوره!

*



از آقای سرخوش میپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد میگه: رفته بود زیارت

*



به آقای سرخوش می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه!!با ط دسته دار. میگه اتفاقا با طی دسته دار شستم

*



چراغعلی به پسر تازه دامادش میگه: شب که رفتی حجله سفت ترین جای بدن تو بکن تو اونجا که زنت می شاشه. صبح میبینن یارو سرش تو سنگ توالت گیر کرده!!

*



آقای سرخوش برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی ؟ میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

*


به آقای سرخوش که از حج برگشته‌ می‌گن سفر حج چطور بود… می‌گه: خیلی سنگ خورد تو سرو صورتم ولی آخرش بوسیدمش.

*


آقای سرخوشرفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. گفت: خیلی عالی بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی میگفتن. آقای سرخوش گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن اسگله رو اسگله رو …

*


یه روز آقای سرخوش و دوستش سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از اونا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. آقای سرخوش هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو

*


آقای سرخوش زن بیوه برادرش رو میگیره , شب عروسی زنه خیلی داد میزنه.میگن : دختر بود؟میگه : نه اون سوراخ ماله برارم بید , من یه سوراخ سی خودم وا کردم

*


غضنفر و دآقای سرخوش باهم یه کارخونه سفیدآب تاسیس می کنن. اول کارشون برای اینکه بیشتر بفروشن وسطش گردو میذارن !!

*


جدیدترین جمله ای که آقای سرخوش پشت ماشینش نوشته:
برار غریبم جومونگ

*


صرف فعل نشستن به گویش چراغعلی:
مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه
ما که بنیشیم شمام که بنیشید
دیه جا نی اونا بنیشن!!!

*


دو دسماله چیست؟
-حرکتیست هلیکوپتری و غرور آفرین توسط جلف ترین فرد .

*
نصیحت پدرانه آقای سرخوش شب امتحان به بچه اش:


امشب بشین یه گوهی بخور
تا فردا یه انی بشی
 ا توی یه طویله ای رات بدن


آقای سرخوش زنگ می زنه فرودگاه می گه:
ببخشید خانم از تهران تا شیراز چقد راهه
دختره میگه یه لحظه!
آقای سرخوش میگه مرسی و قطع می کنه!



حافظ و دختر چراغعلی
گفتم: غم تو دارم
گفتا : سی چی برارم
گفتم: که ماه من شو
گفتا: بووات درارم!
گفتم زمهر ورزی ، رسم وفا بیاموز
گفتا: به لنگ کفشی چشاتِ در میارم

غضنفر یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن غضنفر داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه سرخوش بوده

نبرد رستم و چراغعلی:
چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران
پاسخ چراغعلی : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!

بهآقای سرخوش میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!

به آقای سرخوشمیگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

آقای سرخوشتوی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

آقای سرخوش زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول
میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.
میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن
 یگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم

به آقای سرخوش میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید.

 ه آقای سرخوش میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

آقای سرخوش بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت

آقای سرخوش ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلان دبی نرفتم.

میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن